مژده دهيد
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 12:33
چرخ خياطيم اومد :-)
الاخبار
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 12:33
تلگرافي ثبت كنم:1.اومديم ايران - من جدا - شوعر جدا 2. شوعر مجروح شده - شكستگي پا3. وطنم پاره ي تنم (قلب) پ.ن: شوعري خوبه ، فعلا پاش تو گچه. اومديم عمل كنه اينجا و يماهيم بمونه كه دوا درمون بشه. اين وسط مامان و بابا و خواعركوچيكه ضايع شدن كه داشتن ميومندن به ما سر بزنن :-)) ان شاءالله يوقت ديگه. بسي ...
پس از ورود غرورآفرين به ميهن اسلامي
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 12:33
شوعرجانو امروز بيمارستان بستري كرديم. فردا بعدازظهر عمل در پيش داره باميدخدا بخير بگذره و پاش از روز اولم بهتر بشه. تو بخشي كه بستري شد همه مدافع بودن و برادرانِ دست و پا شيكسته آشنا دراومدن، امشب ميريم باز بيمارستان ببينيمش و يكم خوراكي براش ببريم. حالا صبح اون وسط من حالت تهوع گرفتم يهويي اصلا حال...
زن بايد شجاع باشد :/
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 12:33
گچ پايِ نامبرده رو باز كردن ديشب و وقتي با مامان شوعر رفتيم وسايل ببريم براش دكترش اومد آتل براش ببنده:/ موقعي كه ميخواست آتلو ببنده از بس نامبرده درد داشت من ضعف كردم فشارم افتاد ... زن اينگونه بايد شجاع باشه ... در اين حد و حدود ينيا!!!
روز اول آبان
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 12:33
اهم اخبار: _آبان 1395 امروز آمد._لنگ در گچ است، پس از فرازونشيبهاي بسيار! عملي دوباره و بخيه شوري هاي فراوان و سيخِ بيرون زده از پا و صدالبته درد و رنج فراوان كه عامل پيري زودرسمان را مهيا كرد، شكرخدا و بسيار زياد شكر كه خداوند نعمته فراموشي را عطا كرد وگرنه نامبرده را از پنجره پرت ميكردم پايين ! گن...
4 آبان 1395
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 12:33
خب! هر چي با گوشي نوشتم و فرستادم دود شد رفت هوا!!! خلاصش اين بود که تولد 49 سالگي مامان بود. همه+ پيتزا+کيک شکلاتي+مانتو روسري+خوشي+خانوادهاولين سالگرد خواستگاري همسر هم بود.عوف! ذوقم کور شد خب :/
کلاه بافتني دخترانه گرد برگي (آموزش رج به رج)
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 12:32
جوجه کوچولو ميخواست بره آتليه عکس بندازه، مامانش گفت براش کلاه ببافم. ازونجا که تو شصتاتا کانال بافتني عضوم اين مدل بنظرم هم قشنگ بود هم آسون و زود هم تموم شد. اندازه ايکه کلاه دراومد براي برادرزاده ي دوساله ام خوب بود. آموزش رج به رج اين کلاه رو در ادامه مطلب ميذارم شايد به درد کسي بخوره. اد...
دوران نقاهت
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 12:32
هر کسي يه ادعاهايي داره، يه وقتايي يه حرفايي ميزنه يا حتي يه حرفايي فقط از ذهن عبور ميکنه، که فلان اتفاق برام کاش بيفته و فکر ميکنيم اون چيزي که خودمون درباره خودمون فکر ميکنيم دقيقا درسته! ولي اينطور نيست حتي گاهي خودمون ظرفيت و گنجايش خودمون رو نميدونيم. وقتي به همون مورد مبتلا ميشيم تازه متوجه مي...
يادداشت هاي اول هفته
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 12:32
_خيلي جدي، خيلي منظم، خيلي وسواسي!!! خيلي هايِ اين روزهاي منو رقم ميزنه. هيچ وقت اين حس و اين حجم از دقيق بودن رو نداشتم :/ شايد اينم يه جور مريضي باشه بهرحال كنترلش ميكنم كه هر چيزي زياده رويش آزاردهنده ميشه! _دو شب پيش مامان، دايي و خاله رو شام دعوت كرده بود و براي اولين بار ح باهاشون روبرو ميشد. ...